
در آبان ماه سال 1363 شهيد زين الدين به همراه برادرش مجيد جهت شناسايي منطقه عملياتي از باختران به سمت سردشت حركت مي كنند. در آنجا به برادران مي گويد: «من چند ساعت پيش خواب ديدم كه خودم و برادرم شهيد شديم» موقعي كه عازم منطقه ميشوند، رانندهشان را پياده كرده و ميگويند: «ماخودمان ميرويم.» فرمانده محبوب لشكر 17 علي بن ابيطالب (ع) سرانجام پس از ساليان طولاني دفاع در جبههها و شركت در عمليات و صحنههاي افتخار آفرين بر اثر درگيري با ضدانقلاب به همراه برادر شربت شهادت نوشيد و روح بلندش از اين جسم خاكي به پرواز در آمد تا نزد پروردگارش مأوي گزيند.
روحش شاد و راهش پر رهرو
گاهی اوقات برخی اتفاقات به اندازه دستیابی دانشمندان جوان ایرانی به چرخه سوخت هسته ای یا موفقیت های ایرانیان در عرصه های گوناگون علمی اهمیت دارد اما به خاطر برخی ملاحظات اخباری از آنها منتشر نمیشود.
چندی پیش فرزندان غیور ایران در سپاه پاسداران تصاویر منحصر به فردی از یک ناو هواپیما بر آمریکایی در خلیج فارس تهیه کردند.
این موضوع از آنجا اهمیت دارد که رادارها و سیستم دفاعی این ناو، هر شیء خارجی تا شعاع چند کیلومتری خود را به راحتی شناسایی کرده و مورد هدف قرار میدهد. اما این سیستم پیچیده، نتوانسته این هواپیمای شناسایی سپاه را شناسایی کند و این هواپیما نیز به راحتی تصاویری بیسابقه از این ناو تهیه کرده.

(بقیه عکسها را اینجا ببینید)
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز بعد از ماه ها در دهمین روز از مانور بزرگ پیامبر اعظم (ص) تصاویر ویژه ای را از یک ناو امریکایی در خلیج فارس منتشر کرد.
این تصاویر را هواپیمای شناسایی سپاه از ناو هواپیمابر امریکایی در حالی گرفته که چند فروند جنگنده امریکایی در آسمان منطقه آن را رهگیری کرده بودند.
به گفته کارشناسان , این اقدام از نظر نظامی اهمیت فراوانی دارد و نگرانيهايي را براي مقامات كاخ سفيد و پنتاگن به وجود آورده.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاکید کرده است اطلاعات و جزئیات بیشتری از نحوه فعالیت نیروها و تجهیزات نظامی بیگانگان در خلیجفارس در اختیار است که در موقع لزوم از آنها استفاده خواهد شد.
اين است افتخار آفريني ديگر فرزندان اين مرزو بوم.
گوشه اي از مشخصات ناو هواپيما بر يو. اس. اس. دوايت. د. ايزنهاور آمريكا كه از جمله ناوهاي نه چندان بزرگ امريكا به شمار ميرود، به شرح زير است:
ساخت سال 1970 ؛
شروع سرويس 1975؛
خانه: نورفولک ويرجينيا؛
وزن: فول لود کمی بيشتر از 100 هزار تن؛
طول: 333 متر ؛ ارتفاع : 77 متر (ارتفاع از سطح آب 40 متر)؛
نيروی محرکه اصلي: دو راکتور اتمی + 4 توربين کمکی بخار؛
سرعت: بيشتر از 30 گره دريايي(نزديک به 60 کيلومتر در ساعت)؛
آن برد: بيش از 90 هواپيماو بمب افکن و هليکوپتر؛
پرسنل : بيش از 3200 نفر
شب جمعه گذشته میهمان دوستان اخراجی بودم.
شهرک سینمایی دفاع مقدس یکی از اون پر سرو صداترین شبهای سرد پاییزی رو داشت تجربه میکرد.
آتشی به وسعت یک متر روشن بود و عامل وحدت برادران بسیجی (رزمندگان دلیر سپاه اسلام) و دوستان عراقی (لشکر بعث عراق) كه با هم چاي ميخوردند و سيگار دود ميكردند، شده بود. دقیقا در زمانی که داغ ترین اخبار رسانه ها صدور حکم اعدام صدام است.
بالاخره اين خاصيت پشت صحنه هاست كه عراقي ها و ايراني ها با هم چاي بخورند و گپ بزنند و بگو بخند داشته باشند مث پشت صحنه سياست و فوتبال بعد از يك انتخابات پر سر و صدا يا بازي جنجالي دو تيم آبي و قرمز پوش پايتخت.
اما نكته اي كه باعث نوشتن اين مطلب شد اينه كه من ژست مسعود دهنمکی در پشت صحنه این فیلم رو مث اون روزهایی که در نشریه و در شبهای صفحه بندی، گرم انتخاب تیتر یک و عکس و ... بود، دیدم.
در حقیقت مسعود دهنمکی در پشت صحنه این فیلم داشت صفحه های روزنامه خودشو میبست اما در رسانه دیگری.
سالهای دور رسانه مردم ، نقالي بود. همه در ميادين، بازارها، قهوه خانه ها جمع ميشدند و اخبار و ماجراها رو از زبان نقالها ميشنيدند.
با آمدن صنعت چاپ و انتشار اولين روزنامه نقالها دل آزار شدند و خواندن جريده ها و روزنامه ها نوي بازار.
بعد از مدتي راديو و تلويزيون و اينترنت هم همين بلا سرشون اومد.
مسعود دهنمكي هم در حقيقت صفحه هاي شلمچه و جبهه و صبح و صبح دوكوهه رو داشت پشت دوربين ۳۵ ميلي متري ميبست با يه تفاوت هاي جزيي كه بعد به خودش ميگم.


مسعود، همان حرفها و دغدغه هاي قبل را اين بار از رسانه اي ديگری به نام سینما بيان مي كند.
تابعد .... علي علي
** راستي ديدن اين فيلم رو به همه دوستان توصيه ميكنم چون يكي از شاهكارهاي سينماي جنگ خواهد شد.
بعد از اين غيبت صغري كه به خاطر مهمان نوازي و خدمت به يه عده مهمون عزیز اون ور آبی، در ايام ماه مبارك بودم، با يه مطلبي اومدم كه از سر درده نه از سر .....
حتما دوستي خاله خرسه رو شنيدين يا خوندين.
همون ماجراي شكارچي و خواب و مگس و خاله خرسه و تخته سنگ و ....
بعد از كلي دربدري و خونه بدوشي و مستاجري كشيدن. دري به تخته خورده و به بركت خون شهدا
يه وامي هم گير ما اومد تا شايد در اين ام القري جهان اسلام صاحب خونه شيم.![]()
با توجه به بيست و شيش - هفت ميليوني كه با قرض و قوله تهيه كرديم مجبور شديم كه با شهرك شهيد محلاتي خداحافظي كنيم
و مث ماركو پولو مسير ديار سابق يعني محله پدريمون همون دولاب رو در پيش بگيريم.
روزاي اول (همين هفته گذشته)كه دنبال خونه ميگشتيم خونه هاي ۶۰-۷۰ متري رو ميشد با ۸-۲۷ ميليون خريد اما ديشب كه داشتم از اين بنگاه به اون بنگاه دربدري ميكشيدم متوجه افزايش نجومي قيمت خونه شدم
و همون خونه هاي ۶۰-۷۰ متري رو هم ۳۰ مليون نميدادن.

علت رو جويا شدم.![]()
برادران عزيز بنگاه دار فرمودن: بعد از بيانات گهر بار حضرت مستر پرزيدنت كه از سر دلسوزي و ترحم به قشر آسيب پذير چند شرط از شرايط وام مسكن اقشار كم در آمد جامعه رو حذف كردن و به قولي قصد تسهيل امور آسيب پذيران جامعه رو در خانه دار شدن داشته اند و همين لطف ايشان باعث شد قيمت مسكن مث سوراخ لايه ازن رو به افزايش باشه.![]()
همون جا تعرفه واردات تلفن همراه و ممنوعيت واردات لوازم مصرفي خارجي و ... يادم افتاد و دست از پا دراز تر فكر خونه ۷۰-۸۰ متري رو از سرم بيرون كردم و دنبال خونه ۵۰ متري مي گردم.![]()
![]()